محمد يار بن عرب قطغان
101
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
خواجه در آن خطّه بار ديگر رايات ايالت افراخته ، عبيد الله سلطان و قنبربى عنان مراجعت انعطاف دادند و كيفيت اين فتح را عرضه داشت نموده ، به پايهء سرير اعلى فرستادند و شيبانى خان از تواتر عنايت سبحانى كه شامل حالش گشته بود ، اظهار فرح و شادمانى [ كرده ] ، آن زمستان در سمرقند فردوسنشان به پايان رسانيده ( 61 ب ) و لوازم جهانبانى بجاى آورده ، رحل اقامت بگسترد و سپاه ظفراثر را به ترتيب يراق و آلات جارحه مزين ساخته ، به هر طرف منتشر گردانيد و خود به فراغ قشلاميشى نمود . « 1 » و فرار نمودن بديع الزمان ميرزا و مسخر شدن آن ولايت بعون عنايت سبحانى به دست ملازمان محمد خان شيبانى « 2 » و شرح اين واقعه 162 و بيان اين حادثه آنكه ، چون بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا از صولت محمد خان شيبانى در سحر روز جمعه هشتم محرم الحرام سنهء ثلاث عشر و تسعمائة آن يك از باغ نو و اين يك از باغ شهر ، دار السلطنهء هرات را وداع كرده روى به وادى فرار آوردند ، بعد از چندگاه در استراباد مجتمع گشته ، فريدون حسين ميرزا كه حاكم آنجا بود رعايت برادران بزرگ بجاى آورده ، خود به ولايت دامغان توجه نمود ، در آن بلده بر مسند ايالت تكيه نمود . و چون خبر استقامت آن دو خسرو ستوده خصال به دار السلطنهء هرات رسيد ، از سپاهيان الوس تيمورى هركس در هر بلدهاى از بلاد خراسان مانده بودند ، آنجانب توجه نمود . كرّت ديگر لشكر جلادتاثر در ظل رايت بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين ميرزا جمع آمدند . اما بعد از انقضاء چند ماه مظفر حسين ميرزا به عارضهء صعب مبتلا گشته ، روى توجه به جانب آخرت نهاد و بديع الزمان ميرزا به طريق استقلال متكفل سلطنت جرجان گشت . و هنوز يك سال تمام از وصول او به استراباد منقضى نشده بود كه اين خبر به عرض محمد خان شيبانى
--> ( 1 ) . ت : از « رحل اقامت بگسترد . . . قشلاميشى نمود » ندارد . ( 2 ) . ت : و فرار نمودن بديع الزمان ميرزا و مسخر شدن آن ولايت بعون عنايت خالق بلاد و شرح اين واقعه و بيان اين حادثه آنكه .